X
تبلیغات
تولید ناب - تولید ناب چیست ؟

سارتر: آدمی با انتخاب راه خود راه همه آدمیان را تعییین می کند.از طرف دیگر اگر وجود مقدم بر ماهیت است و اگر بخواهیم در عین حال که خود را می سازیم ,وجود داشته باشیم ,آنچه از خود ساخته ایم برای همه ادمیان و برای سراسر دوران ما معتبر است.

چکیده

لازمه رقابت در دنیای تولید کنونی بهره گیری ازتمام فنون و ابزارها وایده های جدید ناب است.در نیمه دوم قرن بیستم تولید کنندگان جهان با رقبای جدید اشنا شدند که با نیمی از سرمایه و امانکات لازم محصولات را با کیفیتی بهتر تنوعی بیشتر و با قیمتی پایین تر به بازار جهانی عرضه می کردند.یکی از این تکنیک های جدید تولید ناب است که بر خاسته از صنعت خودرو سازی است.با توجه به این که صنعت خودروسازی یک صنعت مادر و به تعبیری "صنعت صنعتها"محسوب می شود و از طرف دیگر با لحاظ کردن پتانسیل های عظیم و اهمیت صنعت خودروسازی  در زمینه توسعه و اشتغال زایی اجرای موفق اصول ناب در این صنعت منجر به افزایش چشمگیر توان رقابتی تولید کنندگان داخلی با بهره گیری از تولید ناب در کاهش مداوم هزینه ها و قیمتها می شود که طبعا" به دیگر صنایع نیز سرایت خواهد کرد.

تولید ناب در واقع شیوه تولیدی است که ضمن به کار گیری فواید تولید انبوه و تولید دستی با هدف کاهش ضایعات و حذف هرفعالیت بدون ارزش افروده شکل گرفته است.بر این مبنا تکنیک ناب با کمک مجموعه  ابزارهای خود می تواند نقش بنیادی در اصلاح و بهبود فرایندها داشته باشد.

مقدمه

تولید نابLean Manufacturing  اصطلاحی است که جان گرافسیک (John Krafcik)پژوهشگر IMPV-International Motor Vehical Program بر نهاده است .از این رو ناب نامیده می‌شود که در مقایسه با تولید انبوه هر چیز را به میزان کمتر مورد استفاده قرار می‌دهد،این شیوه تولید ، نیروی انسانی موجود در کارخانه ، فضای لازم برای تولید،سرمایه ای که صرف ابزارآلات می شود ، نیروی مهندسی لازم برای بوجود آوردن محصول جدید و زمان مورد نیاز برای ساخت محصول جدید را به نصف تقلیل می دهد.همچنین در تولید ناب موجودی (Inventory)مورد نیاز به کمتر از نصف می رسد ، عیب ها بسیار کمتر می‌شود و محصولات با تنوع فزاینده تولید می‌شوند.

 دو انقلاب در ابتدا و انتهاي قرن بيستم رخ داد. انقلاب آغازين همانا ظهور توليد انبوه و پايان عصر توليد دستي است و انقلاب پاياني ظهور ناب و خاتمه يافتن عصر توليد انبوه است . اكنون جهان در آستانه عصري جديد به سر مي برد، عصري كه در آن دگرگوني شيوه هاي توليد محصولات و ساخته هاي بشر چهره زندگي او را يكسره دگرگون خواهدكرد.

پس از جنگ جهاني اول هنري فورد و آلفرد اسلون (مدير جنرال موتورز) توليدات صنعتي جهان را از قرون توليد دستي كه شركتهاي اروپايي رواج داده بودند، به در آوردندو به عصر توليد انبوه كشاندند. و باترويج اين شيوه توليد در تمام صنايع اين كشور(آمريكا) رهبر جديد شيوه هاي توليدي گرديد و صنعت خودروسازي موتور و قلب تپنده اقتصاد اين كشور شد. در همين راستا، پيتر دراكر در سال 1946 لقب <صنعت صنعتها> رابه صنعت خودروسازي اطلاق كرد.

همچنين توليد ناب در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم توسط تااي چي اوهنو درشركت خودروسازي تويوتا در كشور ژاپن مطرح گرديد. بحث توليد ناب در سال 1990توسط جيمز ووماك و همكارانش از دانشگاه MIT در قالب يك كار تحقيقي با عنوان <ماشيني كه جهان را تغيير داد> منتشر گرديد. او و همكارانش توليد ناب را تقريبا به عنوان تركيبي از مدل توليد سنتي (FORD) و كنترل اجتماعي در محيط توليد ژاپني مي شناسند.

بنابراين بحث توليد ناب ، و ساير شيوه هاي توليدي با صنعت خودروسازي گره خورده است.

توليد دستي

يك توليدگر دستي از كارگران بسيار ماهر و ابزارهاي ساده اما انعطاف پذير استفاده مي كند تا دقيقا آنچه را بسازد كه مشتري ميخواهد. يعني يك واحد در يك زمان برخي مشخصه هاي توليد دستي عبارتند از:

1 - وجود نيروي كاري ماهر;

2 - وجود سازماندهي بسيار غيرمتمركز;

3 - به كارگيري ابزارآلات ماشيني چندكاره ;

4 - حجم بسيار پايين توليد.

همچنين از ضعفهاي توليد دستي اين است كه قيمت محصول بالا بوده و در صورت افزايش حجم توليد، قيمت پايين نمي آيد. (امروزه در مورد ماهواره ها و سفينه هاي فضايي كه برجسته ترين توليدات دستي هستند همين مشكل وجود دارد).

از مشكلات ديگر توليدكنندگان دستي اين است كه معمولا فاقد آن سرمايه مالي وانساني كافي هستند كه به دنبال نوآوريها و پيشرفتهاي اساسي باشند چرا كه پيشرفت واقعي در دانش فني مستلزم تحقيق و پژوهش سازمان يافته است .

اما بااين حال محصولات دستي و سفارشي همچنان بازار خود را حفظ كرده است چرا كه برخي از مشتريان نيازها و سليقه هاي خاصي دارند كه فقط اين شيوه توليدي پاسخگوي نيازهاي آنهاست . اما در دهه 1990 براي شركتهاي توليدكننده دستي ، تهديد ديگري از جانب شركتهاي توليدكننده ناب ، به ويژه شركتهاي ژاپني آغاز شده است و آن تهديد اين است كه توليدگران ناب در تعقيب آن بخشي از بازار هستند كه تاكنون درانحصار توليدگران دستي بوده است . براي مثال ، شركت هوندا با اتومبيلهاي ورزشي (NS-x) با بدنه آلومينيومي خود حمله مستقيمي به بازار خودروهاي ورزشي (FERRARI) كرده است .

البته باید پذیرفت که این روش تولیدی دارای معایبی نیز بود:

فقط طبقه خاصی از جامعه توانایی خرید چنین محصولاتی را داشتند.

کیفیت قابل پیش بینی نبود هر محصول یک نمونه اولیه به شمار می رفت.

فعالیتهای بهبود بطور گسترده انجام نمی شد در واقع سازمانها بهبود را از منظر تهدید می نگریستند.

مشخصه های تولید دستی

تولید محصول طبق سفارش مشتری

انعطاف زیاد

کارگران بسیار ماهر

ابزار و ماشین آلات ساده اما چند کاره

حجم پایین تولید

قیمت بالای محصول

ناچیز در فعالیت ها

توليد انبوه

توليدگر انبوه در طراحي محصولات از متخصصان ماهر استفاده مي كند، اما اين محصولات توسط كارگران غيرماهر ساخته مي شوند كه ماشين آلات گران و تك منظوره راهدايت مي كنند. اين محصولات همشكل ماشيني ، در حجم بسيار بالا توليد مي شوند. ازآنجا كه توليد محصول جديد محتاج تغيير كل سيستم است ، بسي گرانتر از محصول قبلي خواهد شد. از اين رو توليدكننده انبوه تا جايي كه ممكن باشد، از نوآوري در طرح خودداري مي كند. در نتيجه اينكه محصول ، به قيمت از دست رفتن تنوع و به دليل وجودروشهاي كاري كه براي كاركنان كسالت بار است ، ارزانتر در اختيار خريدار قرار مي گيرد.برخي از مشخصه هاي توليد انبوه عبارتند از:

نيروي كار: تقسيم كار تا هرجا كه امكان دارد. در كارخانه هاي با توليد انبوه ، كارگرمونتاژكننده تنها به چند دقيقه تعليم و آموزش نياز دارد;

سازماندهي : بااستفاده از يك ادغام عمودي كامل ، توليدكننده انبوه سعي مي كند كه از مواداوليه تا ساير قطعات را خود توليد كند. ولي مشكل ادغام عمودي كامل ، ديوان سالاري وسيع است ;

ابزارها: از ابزارآلاتي كه فقط در هر زمان يك وظيفه را انجام مي دهد استفاده مي كند كه اين كار صرفه جويي زيادي در زمان آماده سازي ماشين آلات به وجود مي آورد.

محصول : محصولات تنوع كم دارند ولي قيمتهاي آن به خاطر تنوع كم روند نزولي پيدامي كند.

مشخصه های تولید انبوه

پذیری کارگر

وجود نیروی غیر مستقیم فراوان

وجود محافظین (بافر) برای مقابله با اختلال  

کارگر اضافی

موجودی اضافی

فضای اضافی

انعطاف کم

ماشین الات و تجهیزات تک منظوره

مشارکت ناچیز کارگر در بهبود فرایندها

قیمت پایین محصول (نسبت به تولید دستی)

تقسیم کار شدید در مهندسی

زمان آموزش کوتاه

 شبکه تامین کنندگان در تولید انبوه

[if mso & !supportInlineShapes & supportFields\*

 

سیستم فورد

صنعتگری جوان به نام هنری فورد سعی در طراحی خودرویی داشت که به راحتی تولید شده و قابل تعمیر باشد.او سرانجام در سال 1908 با تولید مدل T به هدف خود دست یافت.

کلید مهم در دستیابی به تولید انبوه قابلیت تعویض قطعات بود.با استفاده از استاندارد سازی فطعات طراحی به سرعت پیش رفت.فورد تعداد قطعات موتور متحرک را کاهش داد.این ابداعات از وقوع بسیاری از ضایعات جلوگیری می کرد.لزوم انطباق قطعات که در تولید دستی دارای هزینه ای بسیار بالا بود به مقدار قابل توجهی کاهش یافت.به مرور زمان فورد توانست قیمت خودرو را به کمک افزایش تولید ان کاهش دهد.وی درفاصله سالهای 1908 تا اوایل دهه 1920 درعین حال که توانست به رکورد تولید 2 میلیون خودرو در سال دست یابد قیمت فروش خودرو را به یک سوم مقدار خود کاهش داد.سیستم فورد سازمان را به سوی رهبری صنعتی سوق داد.بهروری به اندازه ای بود که فورد توانست در یک اقدام تاریخی حقوق کارگران را دو برابر کرده به 5 دلار در روز برساند.

توليد ناب

زادگاه توليد ناب در شركت تويوتا(1) در جزيره ناگويا در ژاپن است . نخستين پيروزي خانواده تويودا در صنعت ماشين آلات نساجي بود و در دهه 1930 به دليل نياز شديد دولت, شركت مذكور وارد صنعت وسايل نقليه موتوري گرديد در آن سالها اين شركت بامشكلاتي از قبيل بازار داخلي كوچك ، نيروي كار ثابت ، فقدان سرمايه كافي و رقباي خارجي علاقه مند به بازار ژاپن روبرو بود.

چند سال بعداز جنگ جهاني دوم , ايجي تويودا ( مديرارشد شرکت تويوتا ) به بازديد از کارخانه هاي خودروسازي آمريکا پرداخت , او ميخواست از آنها الگو بگيرد و براساس روشهاي آنها توليد خود را بهبود بخشد . بعد از آن بازديد که بهمراه دو دستيار وي انجام شد , خيزش ناب آغاز شد . تاايچي اونو و شينگئو شينگو با هدف حذف اتلافها , کار خود را آغاز کردند . اين مفاهيم , تجربيات و فنون اکنون درعرصه توليد " سيستم توليد تويوتا " ناميده ميشود و توسط محققان آمريکائي زير چتر " تفکر ناب " سازماندهي شده است . البته اين دانش امروز نه تنها در موسسات توليدي بلکه در موسسات خدماتي نيز استفاده ميگردد .

در سيستم توليدي تويوتا ( TOYOTA PRODUTION SYSTEM ) يا توليد ناب ( LEAN PRODUCTION ) سه نوع ضايعات که به M هاي سه گانه ( MUDA – MURA - MURI ) معرف هستند وجود دارد :

- MUDAبه اجزائي از توليد نسبت داده ميشود که ارزشي به کار و يا اجزاء کاري اضافه نمي کند.

- MURAجهت محدود کردن هزينه هاي توليد با حفظ کيفيت ميباشد, عامل بوجود آمدن MURA ممکن است حجم هاي توليد بي قاعده و برنامه ريزي توليد باشد, بدين معني که ظرفيت هاي کاري هر ماشين و يا مقدار کاري که هر ماشين ميتواند انجام دهد متعادل نشده باشد در چنين شرايطي برنامه ريزي ظرفيت بر اساس کندترين ايستگاه کاري صورت ميگيرد که اين به نوبه خود باعث افزايش هزينه هاي توليد مي گردد.

- MURI به معني گسترش محدوديتهاي توان و ظرفيت است چه براي کارکنان و چه براي ماشين آلات و تجهيزات. مثلا استفاده بيش از حد از توانائي نيروي کار باعث ايجاد استرس ها و تنش هايي مي شود که به نوبه خود موجب افت کيفيت محصول و بازدهي نا مناسب خواهد شد .

يك توليدگر ناب مزاياي توليد دستي و توليد انبوه را با يكديگر تلفيق كرده و ازقيمت بالاي اولي و انعطاف ناپذيري دومي اجتناب مي كند و از ماشين آلاتي استفاده مي كند كه هم خودكار و هم انعطاف پذيرند. برخي از مشخصه هاي توليد ناب عبارتند از:

1 - استفاده از JIT;

2 - تاكيد بر پيشگيري از توليد محصول معيوب ;

3 - پاسخ به نيازهاي مشتريان ;

4 - كايزن ;

5 - سيستم افقي ارتباطات ;

6 - افزايش ادغام وظايف

اما مهمترين تفاوت ميان توليد انبوه و توليد ناب ، تفاوت در اهداف نهايي اين دواست . توليدگر انبوه هدف محدودي كه <به اندازه كافي خوب بودن > است را دارد وبه عبارتي ديگر: <شمار قابل قبول عيبها>، و همچنين بيشترين سطح قابل قبول براي موجودي و گستره معيني از محصولات يكسان اما انديشه توليدكننده ناب بر <كمال >است ، يعني نزول پيوسته قيمتها، به صفر رساندن ميزان عيوب ، به صفر رساندن موجودي ،تنوع بي پايان محصول.

كارخانه مونتاژ نهايي

در سيستم توليد انبوه مديران معمولا دو ملاك براي توليد دارند: اول بازدهي دوم كيفيت . بازدهي عبارت است از شمار محصول توليدشده در مقايسه با جدول زماني پيش بيني شده توليد كيفيت عبارت است از محصولاتي كه از كارخانه بيرون آمده است ،يعني پس از آنكه بخشهاي معيوب محصول اصلاح شده باشد.

به همين دليل ، مديران براي اينكه از جدول زماني عقب نيفتند اجازه مي دهند كه مونتاژ وسيله اي با قطعه اي معيوب تا به آخر ادامه پيدا كند چرا كه عيب آن بايد در محوطه دوباره كاري رفع شود.

اما <اوهنو> اين سيستم را پراز اتلاف "MUDA" مي ديد. به نظر او توليد انبوه درمحاصره اتلاف نيروي كار، مواد خام و زمان بود. استدلال او اين بود كه هيچ يك ازمتخصصاني كه فراتر از كارگران مونتاژ قرار داشتند به راستي هيچ ارزش افزوده اي براي محصول ايجاد نمي كرد.

استدلال او درباره دوباره كاري اين بود كه وقتي در توليد انبوه براي آنكه خط متوقف نشود كار معيوب را به پيش مي رانند، به تدريج عيبها روي هم انباشته مي شود و حجم زيادي را تشكيل مي دهد. از آنجا كه محوطه مجدد كاري وجود دارد، تعمير دوباره آن نيروي زيادي مي برد و چون عيبها تا پايان خط كنترل نمي شوند، تعداد زيادي محصول باعيبهاي مشابه ساخته مي شود، پيش از آنكه منشا مشكل پيدا شود.

بنابراين ، برخلاف كارخانه توليد انبوه كه فقط مدير ارشد خط اجازه دارد خط رامتوقف كند، اوهنو به هر كارگر اين اجازه را داد تا در صورت بروز مشكلي غيرقابل حل ،كل خط را فورا متوقف كند تا همه اعضاي گروه جمع شوند و مشكل را برطرف كنند.

شايان ذكر است كه ، مشكلات در توليد انبوه به عنوان وقايعي تصادفي نگريسته مي شوند. به اين معنا كه هر عيب تعمير مي شود تا به اين اميد كه ديگر روي ندهد. امااوهنو سيستمي براي حل مشكل ايجاد كرد به نام <چراهاي پنجگانه > (THE FIVEWHY'S) كه به كارگران توليد آموخته مي شود كه علت اصلي هر عيب را به طورسيستماتيك پيدا كنند و سپس چاره اي بينديشند كه مشكل مورد نظر ديگر روي ندهد.

زنجيره عرضه

وظيفه كارخانه مونتاژ نهايي كه ، مونتاژ قطعات به صورت يك محصول كامل است ،تنها 15% از كل روند توليد را تشكيل مي دهد. چالشي كه شركتهاي مونتاژ نهايي پيوسته باآن روبرو بوده اند، عبارت است از هماهنگي بخشيدن به روند عرضه به طوري كه سفارشات به موقع ، با كيفيت و هزينه پايين به خط مونتاژ نهايي برسد.

در سيستم توليد انبوه مسئله خريد يا ساخت ، ابتدا توسط كاركنان مركز مهندسي طراحي مي شود سپس شركتهاي مذكور طراحي ها را در اختيار عرضه كنندگان قرارمي دهند. همچنين تعداد، كيفيت و زمان ارائه را نيز مشخص مي كنند، آنگاه ازعرضه كننده ها مي خواهند كه قيمت خود را پيشنهاد دهند. از بين همه شركتهاي داخلي و خارجي كه در اين مناقصه شركت كرده اند، شركتي كه كمترين قيمت را داده باشدمناقصه را مي برد.

كارخانه ناب ، شركتهاي مختلف عرضه كننده قطعات را در سطوحي با كاركردهاي مختلف سازماندهي مي كند. و به شركتهاي كه در هر سطح قرار مي گيرند، مسئوليتهاي مختلفي واگذار مي كند. مسئوليت عرضه كنندگان نخست آن است كه به عنوان بخش مكمل گروه تكوين محصول ، در امر تكوين محصول جديد فعاليت كنند. همچنين كارخانه ناب عرضه كنندگان رده نخست را تشويق مي كند تا با يكديگر درباره بهتركردن مراحل طراحي مشورت كنند. چون اكثرا هر عرضه كننده در يك نوع قطعه تخصص داردو از اين لحاظ با عرضه كنندگان ديگر گروه در رقابت نيست ، انتقال اطلاعات امري ساده ودر عين حال مفيد براي همه است .هر عرضه كننده رده نخست ، با عرضه كننده رده دومي كار مي كند و وظيفه ساختن هرجزء به اين شركتهاي رده دوم داده مي شود. اين شركتهاي عرضه تقريبا مستقل بوده ومونتاژگر ناب در بخشي از سرمايه اين شركتها سهيم است و به صورت بانكدار گروه عرضه كنندگانش عمل مي كند، و نياز مالي آنها را به صورت وام رفع مي كند و از نيروي انساني خود در صورت نياز شركتهاي عرضه كننده به آنها نيروي متخصص و مدير قرض مي دهد.

بنابراين مزيت استفاده از توليد ناب براي عرضه كنندگان عبارت است از كاهش موجوديهاي ، افزايش جريان نقدينگي ، بهبود كيفيت ، تسهيل بازاريابي و... كه تمام مواردمذكور منجر به كاهش هزينه هاي شركتهاي عرضه كننده مي شود.مي دهد قيمتها را افزايش مي دهند واينگونه است كه قرارداد آنها به قرارداد پولسازي تبديل مي شود.

طراحي قطعات در توليد ناب

عرضه كنندگان در اين سيستم توليدي براساس قيمتهايي كه مي دهند انتخاب نمي شوند، بلكه اساس گزينش آنها سابقه همكاري و تجربه اي است كه از عملكرد آنهاوجود دارد. در اين سيستم ، ارتباط عرضه كنندگان به صورت هرمي شكل است كه عرضه كننده اول طرف اصلي با مونتاژگر است و عرضه كنندگان فرعي به صورت سلسله مراتبي با هم ارتباط دارند. عرضه كنندگان رده اول پس از شروع روند طراحي دو تا سه سال پيش از توليد، هياتي را كه مهندسان طراح دائم ناميده مي شوند، به گروه تكوين درشركت مونتاژ معرفي مي كنند. هنگامي كه طراحي محصول با همكاري پيوسته مهندسان شركتهاي عرضه كننده تكميل شد، طراحي و مهندسي دقيق تر بخشهاي متفاوت به متخصصان مربوطه در شركتهاي عرضه كننده ارجاع مي شود. از اين رو، كل مسئوليت طراحي و ساخت قطعات يك سازه به عهده عرضه كننده رده اول است .

عرضه ناب در عمل

در تعيين قيمت و تجزيه و تحليل هزينه ، نخست مونتاژگر ناب يك قيمت هدف (TARGET PRICE) براي محصول مشخص مي كند، سپس با عرضه كننده بر سرچگونگي ساخت اين محصول به نحوي كه در چارچوب اين قيمت سود معقولي براي هر دو فراهم آورد به توافق مي رسد. به عبارت ديگر در اين سيستم به جاي آنكه قيمت براساس هزينه هاي عرضه كننده تعيين شود براساس ظرفيت بازار تعيين مي شود. براي رسيدن به اين قيمت نهايي مونتاژگر و عرضه كننده از تكنيك هاي مهندسي ارزش استفاده مي كنند، هم براي كاهش هزينه هاي هر مرحله توليد و هم براي شناسايي هر عاملي كه مي تواند از هزينه هر قطعه بكاهد. سپس مونتاژگر و عرضه كننده برسر قيمت با حفظ سودمعقول عرضه كننده ، به قيمت هدف مي رسند.

براي آنكه رهيافت ناب به نتيجه برسد، عرضه كننده بايد بخشي اساسي از اطلاعات انحصاري خود را درباره هزينه ها و فنون توليد در اختيار مونتاژگر قرار دهد. مونتاژگر وعرضه كننده ، فرآيند توليد عرضه كننده را گام به گام مورد بررسي قرار مي دهند تا راهي براي كاهش هزينه ها و بهبود كيفيت بيابند.

دومين مشخصه عرضه ناب ، كاهش پيوسته قيمتها در طول عمر يك مدل است . ازآنجايي كه قيمتها برمبناي چارچوبي معقول مشخص شده است مونتاژگران مي دانند كه براي توليد هر محصولي منحني يادگيري وجود دارد. بدين تريتب ، مي دانند كه هزينه هابايد در سالهاي بعد كاهش يابد. درواقع ، در شركتهاي توليد ناب اصلاحات سريعتر انجام مي گيرند، يعني منحني هاي فراگيري به نسبت منحني هاي فراگيري در شركتهاي توليدانبوه داراي شيب بيشتري هستند و دليل اين امر وجود كايزن در فرايند توليد است .

از تفاوتهاي مهم ديگر، شيوه ارائه سازها به مونتاژگر است . اكنون شركتهاي عرضه كننده سازها را به طور مستقيم و غالبا به طور ساعتي ، يعني چندبار در يك روز به خط مونتاژ مي رسانند. در ضمن اين قطعات عرضه شده مورد بازرسي قرار نمي گيرند. پس از مصرف قطعات ، مونتاژگر جعبه هاي خالي قطعه را براي عرضه كننده پس مي فرستد تاقطعات مورد نياز مجددا ارسال گردد. در چنين سيستمي يكي ديگر از ويژگيهاي توليدناب مطرح مي شود كه يكنواختي توليد است . در اين سيستم كه كاركنان آن به دليل بيمه هاي شغلي ، هزينه هاي ثابت تلقي مي شوند، اهميت يكنواختي توليد بيشتر مي شود.از اين رو پيشتازان توليد ناب براي هي جون كا (HEIJUNKA) يا يكنواختي توليد، تلاش بسيار مي كنند كه تا آنجا كه ممكن است كل ميزان ساخت محصول ثابت نگاه داشته شودكه اين امر از طريق سيستم فروش فعال شركتهاي ناب محقق مي شود.

 طرز كار كارخانه

اوهنو، سيستم كانبان را ايجاد كرد كه در يك گام تنها قطعاتي ساخته مي شوند كه مي بايد در گام بعد فورا عرضه شوند. به اين ترتيب كانتينرهاي قطعات را به محل استفاده حمل مي كنند، هنگامي كه بار يك كانتينر تماما استفاده شد، به محل ارسال باز مي گردد وبازگشت آن علامتي است براي ساختن قطعات جديد.

طبق اين ايده موجودي انبار در كار نيست و اگر توليد يك قطعه بااشكال مواجه شودكل خط توليد متوقف مي شود. همين امر از نقطه نظر اوهنو نقطه قوت اين ايده بود، چراكه در صورت تحقق اين ايده همه شبكه هايي كه تدوام توليد را ضمانت مي كرد، از ميان مي رفت .

در خط مونتاژ نهايي قطعات به طور پيوسته عرضه مي شود و تقسيم كار متوازن است و وقتي كارگري با قطعه معيوب مواجه مي شود آن را به دقت برچسب مي زند و به محوطه كنترل كيفي مي فرستد تا قطعه جانشين آن را دريافت كند. كارگران كنترل كيفي ، چراهاي پنجگانه را در مورد قطعه معيوب اعمال مي كنند تا رسيدن به منشا اصلي آن ، تا علت يابي شده و ديگر روي ندهد.

در پايان خط توليد، دو شيوه توليدي انبوه و ناب تفاوت قابل توجهي وجود دارد وآن اين است كه در كارخانه ناب تقريبا هيچ محوطه دوباره كاري وجود ندارد اما در كارخانه انبوه محصولات معيوب زيادي وجود دارند كه نهايتا منجر به افزايش قيمت محصول نهايي و كيفيت پايين تر براي خريدار مي گردد و همچنين باعث مي شود كه توان رقابتي كارخانه كاهش يابد.

 سازماندهي ناب در سطح كارخانه

سازماندهي كارخانه واقعا ناب داراي دو مشخصه كليدي است :

1 - در يك كارخانه ناب مسئوليتها به عهده كارگراني است كه واقعا براي محصول در حال مونتاژ ارزش افزوده اي ايجاد مي كنند و در چنين كارخانه اي سيستمي براي شناسايي عيوب وجود دارد كه در آن سيستم هر مشكل به محض وقوع آنقدر تعقيب مي شود تاعلت اصلي و نهايي آن كشف شود.

2 - در كارخانه ناب ، كارگران خط توليد به صورت گروهي كار مي كنند و يك سيستم اطلاع رساني ساده اما گسترده وجود دارد كه به هركس در كارخانه اين امكان را مي دهد تاسريعا به مشكلات پاسخ دهد و بتواند وضعيت كلي كارخانه را درك كند. قلب كارخانه ناب ، در واقع همانا گروه كار پويا است . نخست كارگران نياز دارند گستره متنوعي ازمهارتها را بياموزند، شغلها در گروههاي كار چنان است كه وظايف بتواند ميان كارگران بچرخد و كارگران بتوانند جاي خالي يكديگر را پركنند. كارگران نياز به كسب مهارتهاي اضافي همانند تعمير ابزارآلات ساده ، كنترل كيفيت ، تميزكاري ، سفارش مواد مورد نيازدارند. بنابراين آنها بايد تشويق شوند تا فعالانه فكر كنند، به طوري كه بتوانند پيش ازجدي شدن مشكلات راه حلهايي براي آنها بينديشند.

 رفتار با مشتري

در سيستم توليد انبوه فورد، چون تنوع محصول كم بود و چون مالك خودرو از عهده بيشتر تعميرات آن برمي آمد، وظيفه فروشنده اين بود كه آنقدر خودرو و قطعات يدكي دراختيار داشته باشد كه بتواند متناسب با تقاضاي مشتري عرضه كند. رابطه كارخانه وفروشنده رابطه اي زورمدارانه بود، به اين مفهوم كه كارخانه سعي مي كرد براي همواركردن توليد، خودروهايش را به فروشنده تحميل كند و رابطه فروشنده و خريدار نيز به همان اندازه زورمندانه بود، چرا كه فروشنده براي آنكه عرضه و تقاضا را با هم تطبيق دهدقيمتها را طوري تغيير مي داد كه بيشترين سود را كسب كند. در اين سيستم فروش ، هيچ تعهد درازمدتي از سوي طرفين نبود و همه براي آنكه فرصت چانه زدن را بيشتر كنند،اطلاعات خود را مخفي مي كنند و فروشنده اطلاعات درستي درباره محصول نمي دهد ومشتري نيز خواسته هاي حقيقي اش را مطرح نمي كند و به اين ترتيب در دراز مدت همگي ضرر مي بينند.

اما در سيستم فروش تويوتا، اين شركت شبكه اي از توزيع كنندگان را دارد كه برخي مستقل و در برخي تويوتا مبلغ كوچكي سرمايه گذاري كرده است . اين فروشندگان مبدع مجموعه جديدي از روشها شدند كه تويوتا آن را <فروش فعال > (AGGRESSIVE SELLING)ناميد. ايده اصلي فروش فعال ، ايجاد رابطه درازمدت و در حقيقت مادام العمري بود ميان شركت مونتاژگر، فروشنده و خريدار. اين رابطه به اين صورت ايجاد مي شد كه فروشنده جزئي از سيستم توليد و خريدار جزئي از روند تكوين محصول گردد.

یکی از ویژگی های متفاوت تولید ناب ، بکارگیری سیستم تولید کششی در آن است. سیستمی که اوهونو از یک سوپرمارکت بزرگ در آمریکا الهام گرفت.
انواع تولید از نظر عرضه و تقاضا:
 تولید کششی: تولیدی است که انجام فعالیت در آن برمبنای تقاضای مشتریان صورت می گیرد.
تولید فشاری: تولیدی است که انجام فعالیت در آن بر مبنای پیش بینی تقاضا توسط عرضه کنندگان صورت می گیرد.
اما کاربرد مفهوم کشش در یک کارگاه بدین صورت است: که هر ایستگاه مشتری ایستگاه قبلی است.
به این سیستم، سیستم کششی و کانبان گفته می شود که یکی از راهکارهای تولید ناب در ساخت محصول است.

شبکه تامین کنندگان در تولید ناب


 

نتیجه گیری

تولید ناب از فلسفه بهبود مستمر استفاده می کند واقعیت این است که اولین و مهم‌ترین گام برای دستیابی به سیستم‌های پیشرفته مدیریتی همچون تولید ناب، تولید بهنگام(JIT) ، تولید بدون نقص(zero defect) و... استفاده کامل از توان فکری تمامی کارکنان می‌باشد. برای این کار نیز وجود سیستمی منسجم و یکپارچه لازم است. «نظام پیشنهادها» (نظام مشارکت) که بر مبنای پیشنهادگیری فردی و گروهی از کارکنان (در قالب گروه‌های کیفیت و بهره‌وری: دوایر کیفیت: Quality Circles: QCC) می‌‌باشد و سالهاست که جز اصلی از فلسفه کاری شرکت هایی همچون تویوتا می باشد [(فلسفه و چشم انداز کاری تویوتا)چنین سیستمی است. پیروی از سیستم ناب باعث کاهش زمان تولید ، افزایش کارایی کارکنان و کیفیت محصولات ،انعطاف پذیری بیشتر نسبت به بازار،کاهش سطح موجودی،افزایش عمر ماشین آلات و تجهیزات و کاهش هزینه های سربار می شود.

تعهد مدیریت ارشد و چارچوب سازمانی برای اجرای سیستم تولید ناب،کمکی است برای جلب مشارکت همه کارکنان سازمان.مشارکت کامل از این رو ضروری است که سیستم تولید ناب ،یک جریان گسترده هموار و مستمر در کلیه مراحل تولید است.اگر هموار کردن کار و حذف اتلافها فقط در یک ایستگاه صورت پذیرد و در بقیه ایستگاهها اجرا نشود ، نتیجه دلخواه و مطلوب بدست نخواهد آمد،اما اگر سازمانها،سیستم تولید ناب را در تمام مراحل تولید و کلیه قسمت‌های سازمان اجرا کنند،از بالاترین سود بهره مند می‌شوند. این سود حتی با مشارکت شرکتهای وابسته و تامین کنندگان صد چندان می شود. در قرن 21 شرکتهایی که نسبت به رقبای خود در عرضه تولید کالاهایی با کیفیت و ارائه خدمات،کار آمدتر باشند،باقی مانده و شرکتهای با کارائی کمتری نابود خواهند شد.

شرکتهامی توانند از طریق اجرای سیستم تولید ناب که شرکت تویوتا پیشگام آن بوده است ،عملکرد خود را بطور چشمگیری بهبود بخشیده و محصول و خدمات را در سطح کیفیت جهانی، بموقع و با قیمتی رقابتی به مشتری عرضه کنند. سیستم تولید ناب را باید فراتر از یک سری برنامه ها و یا تکنیکهای ساده در نظر گرفت.این سیستم نگرشی جدید از ائتلاف بینایی(vision)،فرهنگ(culture)و استراتژی (strategy)است که ارائه محصول/ خدمت با کیفیت ،قیمت پایین با زمان تحویل کوتاه به مشتری (داخلی و خارجی) را برای موسسات فراهم میسازد. سیستم تولید ناب باید در کلیه شرکتها بطور سیستمی یکپارچه جهت استقرار یک فرهنگ و فلسفه عملیاتی به منظور حذف کلیه فعالیتهایی است که ارزش افزوده ای ایجاد نمی کنند و اجرای آنها باعث کاهش اتلافها در سازمان می شود.

بطور ساده فعالیتهایی ارزش افزوده ایجاد می کنند که مشتری تمایل دارد هزینه آنها را پرداخت نماید ، و سایر فعالیتهااز نظر مشتری اتلاف تلقی شده و باید حذف شوند و یا کاهش یابند. معمولاً اتلافها به هشت گروه عمده دسته بندی می‌شوند: 1-اتلاف حاصل از تولید مازاد(Over production) 2-اتلاف حاصل از حرکت (Motion) 3-اتلاف حاصل از موجودی(Inventory)غیرضروری 4-اتلاف حاصل از تولید کالای معیوب(defects) 5-اتلاف حاصل از طولانی بودن زمان انتظار(Waiting) 6-اتلاف حاصل از حمل و نقل(Transportation) 7-اتلاف حاصل از فرآیند اضافی(Extra Processing)تولید 8-اتلاف حاصل از استفاده نکردن بهینه از نیروی انسانی (Underutilized People) 

ضمیمه

      برای اولین بار در کشور ویژه نامه ای در مورد سیستم های ناب منتشر خواهد شد در این ویژه نامه به سیستم های نوین تولید و موفقیت های اجرای سیستم تولید ناب در ایران اشاره شده است. فهرست مقالات ای ویژه نامه که توسط نشریه مصاف منتشرخواهد شد از این قرار است: 

 سرمقاله (پيشنهادات)

·        آشنايي با اصول تفکر ناب (تاريخچه و تعاريف کلي و گستره کاربرد)-امید صفرزاده

·        معرفي سيستم توليد تويوتا-آقای مهندس سعادتمند

·        معرفي سيستم توليد مرسدس بنز-آقای مهندس آریا

·        معرفي سيستم راه نيسان-مرکز مطالعات استراتژیک سایپا

·        مصاحبه باآقای دکتر محمد معطر حسيني(یک معلم ناب)

·        فرآيند پياده­سازي کانبان و سنکرون در زنجيره‌ي تأمين گروه صنعتي ايران خودرو(مدیریت لجستیک ساپکو)

·        توليد ناب و نقاط متمايزکننده آن از توليد انبوه-آقای دکتر بشیرزاده- آقای مهندس علیمحمدیان

·        توليد ناب از تئوري تا عمل-شرکت ناب اندیشان پارسیان

·        آغاز يک سفر ناب- (تهیه نقشه جریان ارزش) -امید صفرزاده

·        معرفي سايت هاي مهم

 


خلاصه مقالات محله مصاف ویژه نامه تولید ناب


- معرفي سيستم توليد تويوتا

مسعود سعادتمند
دانشجوي کارشناسي مهندسي صنايع
دانشگاه صنعتي اميرکبير
چکيده
در دهه‌ي 1950، شرکت تويوتا بحران بزرگي مواجه بود، به گونه¬اي که از سال 1937 تا 1950، يعني در طي 13 سال، توانسته بود در حدود 2600 عدد خودرو توليد کند. در آن زمان بود که نوابغي چون تاايچي اوهنو، سيستم توليدي را پايه¬گذاري کردند که نه تنها تويوتا را از يک شرکت بحران زده به يکي از بزرگترين شرکت‌هاي خودروسازي جهان تبديل کرد، بلکه تحول عظيمي را نيز، در ديد کارشناسان نسبت به شيوه¬هاي توليد انبوه ايجاد نمود.
مقاله‌ي حاضر به ذکر اصول کلي سيستم توليد تويوتا مي¬پردازد.
واژگان كليدي: سيستم توليد تويوتا، تولید به هنگام، راه تويوتا، جيدوکا

- معرفي سيستم توليد مرسدس بنز
محمد رضا آريا
كارشناسي ارشد مهندسي مكانيك
دانشگاه صنعتي شريف
چکيده
پس از آن‌که شرکت‌هاي بزرگ خودروسازي آمريکا و اروپاپي به کارايي و توانايي سيستم‌هاي توليد ژاپني، به خصوص سيستم توليد تويوتا پي بردند، حرکت به سمت توليد ناب را سرلوحه‌ي کار خود قرار دادند. شرکت‌هايي مانند اپل، دايملر-کرايسلر، مرسدس بنز، فورد، فولکس واگن و جنرال موتورز به تدريج سيستم‌هاي قديمي را کنار گذاشتند و سيستم‌هاي توليد ناب را در شرکت‌هايشان مستقر کردند.
دراين مقاله به تشريح سيستم توليد مرسدس بنز که از ابتداي سال 2000 ميلادي در اين شرکت در حال اجرا است، مي¬پردازيم.
واژگان کليدي: سيستم توليد مرسدس بنز, توليد ناب, بهبود مستمر, توليد كششي

- معرفي سايت‌هاي مهم ناب
تهیه و تنظیم: اميرحسین واثقي
دانشجوي کارشناسي مهندسي صنايع
دانشگاه صنعتي اميرکبير - واحد تفرش

بانك اطلاعاتي ناب
چکيده
اگر قصد ورود به دنياي ناب را داريد يكي از كاملترين مراجعي كه مي توان در حال حاضر معرفي نمود مجموعه "بانك اطلاعاتي ناب" مي باشد. اين مجموعه در برگيرنده مباحث مهم توليد و تفكر ناب شامل سيستم توليد تويوتا ، نقشه برداري جريان ارزش ، مودا ، مورا ، موري و... مي باشد كه همگي در قالب مجموعه اي از مقالات ، گزارشات ، پايان نامه ها ، كنفرانس هاي ارائه شده و كتابهاي الكترونيك تدوين شده است. ضمن اينكه در اين بانك اطلاعاتي مي توانيد فهرست و شرحي از كتب ، مجلات ، سايت هاي اينترنتي، موسسات تحقيقاتي و سازمان هايي را بيابيد كه در طي ساليان اخير در زمينه توليد و تفكر ناب پيشگام بوده اند. از ديگر مطالب جالب اين مجموعه مي توان فرهنگ اصطلاحات ناب ، تاريخچه مختصري از پيشگامان عرصه ناب و كنفرانسهاي بين المللي برگزار شده در اين زمينه را نام برد.
+ نوشته شده توسط mehdi sadeghi در شنبه بیستم اسفند 1390 و ساعت 21:49 |